محمد ابراهيمى وركيانى
163
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
مسجدالحرام شد و طواف نمود و كليد كعبه را از عثمان بن طلحه ( از فرزندان عبدالدار ) گرفت و به كعبه درآمد و آنجا را از بتها پاكسازى كرد . ايشان درحالىكه دستها را بر چهارچوب باب كعبه گرفته بود ، اين دعا را قرائت مىكرد : « لا إله الّا الله ، وحده وحده وحده ، انجز وعده و نصر عبده و حزم الاحزاب وحده . . . . » آنگاه فرمود : اى گروه قريش ! مىپنداريد كه با شما چگونه رفتار خواهم كرد ؟ پاسخ دادند : مانند برادرى بزرگوار و فرزند برادرى بزرگوار . پيامبراكرم ( ص ) فرمود : اعلام مىدارم كه بد همسايگانى بوديد ؛ مرا تكذيب كرديد و ياران مرا پراكنده ساختيد ؛ از وطن اخراجم نموديد و در صدد قتلم برآمديد و به اين نيز بسنده نكرديد ، تا اينكه مرا تعقيب كرديد و با من در وطن جديدم نيز پيكار نموديد . با اين همه ، شما آزاديد . « 1 » بدينترتيب ، رسولخدا عفو عمومى داد و جز چند نفر كه جنايتكار جنگى بودند ، بقيه را بخشيد . به همين مناسبت بود كه سورهء نصر ، آخرين سورهء قرآن نازل گرديد : « إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ . . . . » زيارت قبر آمنه بنت وهب پيامبر اسلام ( ص ) پس از فتح مكه به « ابواء » رفت و قبر مادرش آمنه را زيارت كرد و بسيار گريست ؛ بهگونهاىكه هيچگاه حضرت را مانند آن روز گريان نديده بودند . در اين هنگام پيامبر ( ص ) فرمود : از خداوند اجازه خواستم تا قبر مادرم را زيارت كنم و خدا به من اجازه داد . بنابراين اموات خود را زيارت كنيد ؛ زيرا اين كار شما را به ياد مرگ مىاندازد . « 2 » جنگ حنين بهدنبال فتح مكه ، اشراف قبيلهء ثقيف و هوازن در صدد برآمدند تا جنگى تمامعيار را بر ضد پيامبر و مسلمانان بهراه اندازند ؛ زيرا خود مىدانستند كه چون در بيشتر جنگهاى مردم مكه با پيامبر حضور داشتهاند ، مسلمانان دير يا زود به سراغ آنها خواهند آمد ، جز اينكه آنان نيز
--> ( 1 ) . ابناحمر ، البحث و المغازى ، ص 103 . ( 2 ) . ابنهمام صنعانى ، المصنف ، ج 3 ، ص 223 .